گروه کوهنوردی اماوند


برنامه این هفته

پیمایش دره سیمک سرپرست اقای ابراهیمی مجد 09132980988

پیمایش دیواره کیش مسیر اماوند   سرپرست اقای نصیری 09133417201

فتح قله سه شاخ به افتخار عظیم قیچی ساز

فرستادن به ایمیل چاپ

 

 

صعود به قله سه شاخ با ارتفاع 4137 متر

موقعیت: رشته کوه های جوپار- کرمان

تاریخ اجرا: 8-6 اردیبهشت ماه

سرپرست: حجت کلانتری

طی برنامه ریزی که انجام دادیم، بهترین زمان برای حرکت به سمت جوپار را ساعت 2 برآورد کردیم. همان روبروی کتابخانه ملی، جایی بهتر و سربه راه از اینجا نیست.

پس از آمدن و جمع شدن همگی حدود ساعت 2:20 بود که حرکت کردیم. مستقیم = آبادی، آبادی کوهنوردی مان، همان دهانه زیبای قناتغستان.. با چالش های خاص خودش..

3:30 بود که از ماشین پریدیم پایین، بار و بندیل جمع، کوله ها آماده، بند کفش ها محکم، و شروع حرکت به سمت جانپناه، دقیقا در ساعت 3:45 عصر روز چهارشنبه، 6 اردیبهشت.. یک عصر دلپذیر بهاری با هوائی بسیار خوب..

مسیر عااااالی بود... طبیعت بهاری با گل های زیبای کاکوتی، زیره، گل خیار ( mountain lily ) و درمنه های سبز و کاسنی های کوهی شاداب و درختان بید کوهی، که در مسیر، رقص کنان ، بهاری با طراوت را نوید می دادند.

نکته جالب مسیر دهانه قناتغستان که همگی را بهت زده کرده بود، صدای خروشان آب بود.. آب روان در جویبار و مسیر دهانه که خبر از زمستان پربار گذشته را میداد.

آنچنان محو محیط و گرم گفتگو در مسیر بودیم که تا چشم به هم زدیم به پای راهروی معروف رجب رسیدیم. صعود مسیری دست به سنگ، به ارتفاع حدودا 50 متر که جزء چالش های هیجان انگیز برنامه صعود به بیشتر قلل کوهستان جوپار است. همه همنوردان از تجربه و تونایی کافی برای این مسیر برخوردار بودند، به نحوی که با صرف کمترین زمان و بدون کوچکترین سختی، کل مسیر راهرو طی شد و همه با انرژی مضاعف به بالای راهرو رسیدند..

تقریبا یکی از هیجانات باحال مسیر به اتمام رسید.. و پس از آن دوباره ادامه مسیر به سمت چالش بعدی ... خندق خرپران.

از راهرو رجب تا خندق، مسیر تقریبا نکته خاصی ندارد، پستی بلندی هایی با شیب های تقریبا ملایم، و بعضا در کنار دره جوپار که صدای آب خروشان بهاره، غرش زیبایی به آن می دهد.. تقریبا 40 دقیقه حرکت از راهرو و رسیدن به بالای خندق.

گذر از خندق خرپران نیز حکایت هیجان انگیز خودش را دارد.. برای سه فصل سال نکته خاصی ندارد و فقط یادگیری مسیر است. اما در زمستان باید بدنبال سیم بکسل آن بگردیم.. شاید کامل زیر برف باشد، و شاید قرار باشد به نحوه دیگری از آن گذر کنند.

بالای خندق که رسیدیم تقریبا خورشید غروب کرده بود... دیگر چالش خاصی نبود، و فقط پیمایش مسیر تا جانپناه باصفای جوپار. مسیر نیازمند روشنایی بود، پس ترجیح بر این شد که هدلایت ها آماده، و پیمایش را مجددا استارت بزنیم.

طولی نکشید که به جانپناه رسیدیم.. ساعت 7:40 شب.. ارتفاع این محل 2920 متر است. تقریبا همگی خسته بودیم .. پس بلافاصله کوله ها را پایین گذاشته و بساط مان را برای یک شب خوشمزه و خوش خواب بپا کردیم.. سه همنورد دیگر نیز در جانپناه بودند که یکی از آنها از شهر شیراز و دونفر دیگرشان از کرمان بودند. قصد صعود به سه شاخ را داشتند که متاسفانه به علت حجم برف موجود در قیف و عدم داشتن تجهیزات مناسب و تونایی و فن کافی، صعودی ناتمام و ناقص داشتند و پایین برگشته بودند.

تقریبا با اطلاعاتی که از آنها از مسیر قیف مصیبت به دستمان آمد، متوجه وضعیت مسیر شدیم و برای صعودمان برنامه ریزی مناسب تری انجام دادیم.

به همه همنوردان متذکر شدم که جهت صعود به موقع این قله، با این وضعیت برف یخ زده موجود در قیف، بهتر است که هرچه سریعتر سراغ شامی مقوی و خوب برویم و پس از آن نهایتا ساعت 22 به سراغ کیسه خواب رفته، و خواب خوبی را در پیش بگیریم... که در نهایت نیز همین شد..

 

پنجشنبه: روز صعود

شب قبل با همه همنوردان به تفاهم بر سر ساعت حرکت رسیدیم.. 4 صبح بیدار باش.. 4:30 حرکت... 10 دقیقه دیرتر شد، ولی خوب بود، و همگی ساعت 4:45 در خط حرکت بودیم.. مسیر جانپناه تا ابتدای قیف را خیلی باید با حوصله و قدم های کوتاه و صبورانه طی کرد. حدود 5:50 بود که به ابتدای قیف مصیبت رسیدیم. دوستانی که کمبود آب داشتند از همان آب جاری پایین برف های قیف، آب برداشته و پس از حدود 10 دقیقه و نصب کرامپون ها، دوباره مسیر را شروع کردیم.. و قیف مصیبت.

به طرز شگفت انگیزی پر از برف بود، برفی بسیار خوب و یخ زده، خیالمان از بابت ریزش بهمن راحت شد.. خبری نبود. تا اولین پیچ قیف که رفتیم، هوا تقریبا روشن شده بود و آفتاب صبحگاهی زده بود. همین جا بود که تصمیم به صرف صبحانه گرفتیم.. قسمت خوشمزه کار بود.

20 دقیقه سپری شد و همه انرژی لازم برای ادامه صعود تا بالای قیف داشتند. شروع به صعود نمودیم. مسیر عااالی بود. تقریبا تا 50 متر مانده به انتهای قیف برف وجود داشت و فقط اواخر کار خبر از برف نبود. حدود ساعت 10 بود که مصیبت تمام شد. همان جا لنگر انداختیم. شیب زیاد بود و نفس گیر، و برای بعضی از همنوردان که بار اولشان بود سنگین.

تصمیم به استراحت گرفتیم.. نهایتا 10 دقیقه.. همگی که جمع شدیم، مجددا به پای تراورس سنگی قیف تا جانپناه آمدیم و کار را شروع کردیم.. در نهایت ساعت 10:38 بود که به پای جانپناه 2 رسیدیم..

آقای کاظمی سورپرایز جالبی برایمان داشت، چند دقیقه گم شد ، و وقتی برگشت، مفشوئی بزرگ ( کیسه پارچه ای بزرگ) به دسستش بود. وقتی بازش کرد، حلب روغن 5 کیلوئی بود..( در جانپناه پایین برای پختن نیمرو، هیچکس حتی یک قاشق روغن نداشت، حتی امان از همسایه ها...) سر حلب که باز شد، همه چیز بود جز روغن، کاپوچینو، کنسروجات، خشکبار، نوشابه کوکا..

خودشان گفتند که این بارگزاری سال گذشته برای کمک به دیگر همنوردان جهت صعود خط الراس جوپار بوده.. و همه اقلام هنوز سالم و دارای تاریخ برای انقضاء بودند.

به همه همنوردان فرجه ای 15 دقیقه ای برای آخرین تجدید قوا و نیرو داده شد.. خودم شخصا ترجیح دادم که چرتی هرچند کوتاه در آن آفتاب دلپذیر بهاری داشته باشم..

به راه که افتادیم با همه طی کردم که دیگر بدون توقف، مستقیم به سمت قله حرکت خواهیم داشت و هیچ وقت اضافه ای بابت هدر دادن و یا استراحت نداریم. و همین طور هم شد.. بدون توقف و خیلی منظم به سمت چهارگردنه حرکت کردیم.

نگران دهلیز 4گردنه بودم، چون بخاطر آفتاب تقریبا گرم بهاری امکان شل شدن برف وجود داشت.. ولی خوب بود، برفش سفت و تقریبا یخ زده، شاید بتوان جاهایی شیب دهلیز 4گردنه را از شیب قیف مصیبت نیز بیشتر دانست.. پس بالاجبار می بایست با احتیاط و دقت تمام آن را پیمایش کنیم. خداروشکر بدون هیچ مشکلی همگی از این دهلیز خوفناک 4گردنه به سلامت به بالا رسیده بودیم.

بالای دهلیز خستگی فشار آورد.. اما وقت بسیار کم، حدود ساعت 12 بود.. نهایتا تا ساعت 14 وقت برای صعود داشتیم ( قانون زمان طلائی=GOLDEN TIME) . پس بدون معطلی و تنها پس از دقایق کوتاهی، راه را به سمت قله در پیش گرفتیم. تراورس بالای دهلیز 4گردنه تا بالای شاخ شکسته نیز برف داشت. به راه که افتادیم متوجه شدم که بعضی از همنوردانم قادر به ادامه راه نیستند و سنگینی مسیر آنها را کم توان کرده است.

شاید بهترین کار، تصمیمی عاقلانه می بود، به هرحال، سلامت رفتن و برگشتن به از قله به هرشرط.. با آقای کاظمی به عنوان شخصی با تجربه مشورت کردم.. نتیجه: من و 4 نفر دیگر از همنوردان که هنوز در وضعیت توان جسمی و روحی خوبی بودند راه قله را در پیش گرفته ، و آقای کاظمی ( قطعا فداکار و ازخود گذشته) به همراه 5 نفر دیگر از دوستان قرار رفتن به قله را لغو و نهایتا تا زیر قله آمدند.

همین جا شخصا از دوست و همنورد بسیار با اخلاق و با محبتم، آقای سید مهدی سیف که از شهر مشهد به ما پیوسته بودند نیز صمیمانه تشکر دارم که با وجود طی مسافت طولانی از مشهد تا کرمان و تمامی سختی های برنامه، قید صعود تمام و کمال قله را زدند و ترجیح دادند در کنار دوستانی که در مسیر متوقف شده بودند بمانند. خدا قوت مهربان همنورد.

در نهایت ساعت 13:40 دقیقه بود که بر فراز قله سه شاخ جوپار ایستادیم. من، محسن دامغانی، حسن باغبان، مجید پور ابراهیمی و خانم منصوره محمودی.

حس خوب همیشگی .. آن هم بر فراز قله سه شاخ.

تا ساعت 14 روی قله بودیم.. و پس از آن راه برگشت را در پیش گرفتیم ، تصمیم بر آن شد که کل مسیر دهلیز 4گردنه و جانپناه 2 را از طریق مسیر شن اسکی سمت رخ جنوبی طی کنیم.. تا به حال از این مسیر نیامده بودم.. باجی به مسیر 4گردنه نمی داد و 50-50 بود. خودم شخصا مسیر جانپناه 2 را ترجیح می دادم.. ولی خب، برای شناخت مسیر و تجربه جدید ، خالی از لطف نبود.

حدود ساعت 15:30 بود که همه بالای قیف مصیبت بودیم... برگشت قیف مصیبت طبیعتا سخت تر و خطرناک تر از رفت آن می باشد. اما، خداروشکر بدون هیچ مشکلی همگی در کنار هم مسیر را پایین آمدیم و به محل صبحانه رسیدیم.. حدودا ساعت 16:45 بود.. دقایقی را به تمرین کارگاه زدن و فرود روی کارگاه با دیگر همنوردان پرداختم..همه که رسیدیم و دوباره به حرکت پرداختیم حدود ساعت 17 بود.. هنوز راه در پیش داشتیم، پس به راه ادامه دادیم و مستقیم به سمت انتهای قیف آمدیم.. به علت وجود نخاله های بهمن که در قسمت های پایین قیف مصیبت جمع شده بودند و یخ زده بودند کار فرود از قیف سخت بود.. هر حرکتی اشتباه و یا هر بی دقتی می توانست آسیب و یا حادثه ای به بار آورد.. کمترین حادثه= پیچ خوردن مچ پا..

به خیر گذشت.....

از 6 عصر، ربع ساعت گذشته بود که دیگه نفس راحتی کشیدیم.. مصیبت تقریبا تمام شده بود.. فقط یه شیب ملایم تا جانپناه داشتیم.. آن را هم با باقیمانده توانمان به اتمام رساندیم و در نهایت ساعت 19:05 بود که در جانپناه بودیم.. هوا تقریبا تاریک شده بود.. واقعا خسته شده بودیم.

شخصا حتی حوصله و حال خوردن شام را هم نداشتم و ترجیح دادم امشب خوب بخوابم و فردا صبحانه بهتری بخورم. یکی دوساعتی به نگاه کردن فیلم ها و کلیپ های کوهنوردی موجود در گوشیم پرداختم و بعد خواب.. واقعا خواب لذت بخش و خوب و عمیقی بود..

صبح روز بعد، قرارمان برای حرکت ساعت 8 بود... همگی صبحانه خورده، کوله بسته، عکس دسته جمعی گرفتیم و در نهایت ساعت 8:20 دقیقه بود که به سمت ابتدای مسیر یا همان دهانه قناتغستان راه افتادیم. به بالای راهرو رجب که رسیدیم، ترجیح دادیم که از مسیر راهرو را دور زده و از مسیر دیگری که فقط کمی بده بستان دارد عبور کنیم.. منطقی تر بود.

ساعت 12:50 بود و همه به ابتدای مسیر رسیده بودیم.. راننده مینی بوس که واقعا وقت شناس هستند سر موقع آنجا منتظر ما بودند.. همگی سوار شدیم و به راه افتادیم.. ولی خب.. از هرچی که بگذریم، از فالوده کرمانی نمی توانیم بگذریم. تصمیم بر آن شد که به ماهان برویم و در آنجا فالوده کرمانی خنک و گوارائی بخوریم و بعد راهی کرمان شویم..

ختم کلام.. نهایتا ساعت 3 کرمان بودیم.

جای دوستانی که نتوانستند در این برنامه شرکت کنند بسیار خالی.

 

داده های برنامه:

مسافت ابتدای دهانه قناتغستان تا جانپناه 1 = 13090 متر

ارتفاع جانپناه 1 = 2920 متر

زمان مفید صعود ( از جانپناه)  : 3 ساعت و 46 دقیقه

کل زمان صعود ( از جانپناه) : 9 ساعت 6 دقیقه

حداکثر ارتفاع ( قله سه شاخ) = 4137 متر ( با اختلاف خطای 1 متر)

مسافت پیموده شده از جانپناه تا قله: 5610 متر

حداکثر سرعت صعود: 9/0 کیلومتر بر ساعت

حداکثر شیب مسیر صعود : 77 درجه


تصاویر:

 

همنوردان اماوندی ما در این برنامه: رضا کاظمی زاده، مجید پورابراهیمی، محسن دامغانی، حسن باغبان، مسعود طباطبائی، مهری شیرنژاد

میهمانان محترم برنامه: خانم شبنم کوهی و مهناز آجرلو از تهران – آقای سید مهدی سیف از مشهد، و خانم منصوره محمودی از شهربابک

سرپرست برنامه: حجت کلانتری

اضافه کردن نظر

کد امنیتی
تازه کردن