گروه کوهنوردی اماوند


برنامه این هفته

صعود به قله کیل جلال    سرپرست آقای کلانتری 09358407100

طبیعتگردی دره بزکُش  سرپرست خانم غلامعلی پور 09131977954

صعود به قله ی زیبای لاله زار

فرستادن به ایمیل چاپ

 

بنام همیشه همراه

گزارش برنامه زیبا و خاطره انگیز لاله زار

سرپرست: محسن دامغانی

روز پنج شنبه 21/2/96 ساعت 13:30 بعد از ظهر در محل قرار همیشگی مان، رو بروی کتابخانه ملی 17 نفر از یاران کوه گرد هم آمدیم تا بسمت زیباترین و سرسبزترین کوه استان کرمان و یا حتی کشور به حرکت در آییم.یاران که جمع شدند حرکت آغاز شد.در میانه راه بارش دل انگیز باران حال و هوایمان را عوض کرد ولی نگرانی هایمان را افزایش داد.اطلاع داشتم که چندین برنامه صعود لاله زار بخاطر شرایط جوی کنسل شده است.امیدوار بودم که کوهستان با ما سر سازگاری داشته باشد.

راس ساعت 16 به ابتدای دهانه زیبای آرتی رسیدیم. به سرعت کوله ها را بر پشت و آماده حرکت شدیم.16:15 استارت حرکت با سرقدمی آقای رضا کاظمی زده شد. حجم آب رودخانه بسیار زیاد بود.تصمیم گرفتیم از سمت چپ رودخانه حرکت کنیم که کمترین درگیری را با آب داشته باشیم.این قسمت چالش های خود را به همراه داشت.در چند نقطه با دست به سنگ هایی روبرو شدیم که با آرامش و صبوری از این قسمت گذر کردیم.هر چند بر مسیر پیموده شده اضافه میگشت زیبایی های دل انگیز طبیعت نیز افزون می گشت. همنوردانی که برای اولین بار به لاله زار می آمدند، از اینهمه زیبایی شگفت زده شده بودند.

پس از ساعتی حرکت به دوراهی دوروتی رسیدیم. اینجا رودخانه دو تکه شد.یکی از سمت کوشا می آمد و دیگری از سمت لاله زار.به سمت چپ حرکت کردیم. از این نقطه به بعد به دنبال کم عرض ترین نقطه برای گذر از رودخانه بودیم.پس از اندکی بررسی بهترین محل انتخاب شد. عبور از رودخانه هیجان های خود را داشت و با کمک هم نوردان این قسمت از مسیر طی شد.پس از دقایقی به کمپینگ خود رسیدیم. هوا همچنان روشن بود.ساعت 19 بود. به سرعت چادر ها را برپا کردیم و جهت صرف شام پای آتش دور هم جمع شدیم.کم کم سیاهی شب گستره خود را بر کوه می افکند.در جمع صمیمی و دوستانه شام خود را صرف کردیم.

هرکدام از دوستان خاطره شیرینی تعریف میکرد و صدای قهقهه خندیدن ها فضای کوه را پر کرده بود(دوستان عزیزم امیدوارم همیشه شاد و خندان باشید)

با مشورتی که با آقای کاظمی انجام شد، ساعت حرکت 5:30 اعلام شد.خوشبختانه هوا بسیار آرام بود.مهتاب درخشان، زیبایی شب و جمع خودمانی ما را دوچندان می کرد. حدود ساعت 22 با مرتب کردن کیسه خواب ها و وسایل دیگر مقدمات خواب شبانه را فراهم آوردیم.سکوت فضای کمپ را فرا گرفت.فقط صدای حرکت آب بود که فرق کوه و خانه را مشخص می کرد.به خواب فرو رفتم...

جمعه 22/2/96

ساعت 5 بامداد نویدگر پایان استراحت و آماده باش برای حرکت است. از چادر خارج می شوم تا یاران را بیدار کنم.خنکای نسیم صبحگاهی پوست صورتم را نوازش می کرد.با اندکی تاخیر حدود ساعت 6 حرکت خود را شروع نمودیم.در پیچ و خم رودخانه رو به جلو حرکت میکنیم و هدفمان همان قله دوست داشتنی لاله زار است.پس از حدود یک ساعت سه نفر از همنوردان یخچال مناسبی را جهت تمرین انتخاب می کنند و از جمع جدا می شوند.پس از دقایقی به روی برف قدم میگذاریم.آرام آرام حرکت میکنیم.15 نفر همنورد مهربان و همدل...

ساعت 8 برای صرف صبحانه توقف میکنیم.با توجه به تراکم زیاد برف کرامپون ها را می بندیم و در پیچ و خم رودخانه با انگیزه ای مضاعف به حرکتمان ادامه میدهیم.حجم برف فوق العاده زیاد بود. با ارامشی خاص از آخرین پیچ رودخانه گذر کردیم.شیب ملایمی را طی کردیم.لحظه دیدن قله برای اولین بار بعد از طی مسافت طولانی بسیار شعف انگیز بود.کم کم شیب مسیر زیاد می شد. ساعت 10 بود که ابتدای شیب سمت چپ قله رسیدیم.ابرها در حال خودنمایی بودند.هواشناسی برای ظهر به بعد پیش بینی رعد و برق کرده بود.امیدوار بودم طبیعت با ما سازگاری داشته باشد.با توجه به مساعد نبودن حال یکی از همنوردان، ایشان و آقای محسن حسینی با سرعت کمتری به سمت قله حرکت می کردند.از اینجا مسیر شیب شدت گرفت. دو نفر از همنوردان با اجازه سرپرست به سمت قله حرکت کردند.به جز دو نفر فوق الذکر بقیه مسیر مرسوم را می پیمودند.روحیه همه خوب و عالی بود. این قسمت از مسیر برف کوبی سنگینی داشت.دو نفر از دوستان که زودتر به قله رسیده بودند انگیزه ای شده بودند برای سایر همنوردان...

بر روی یال قله باد با شدت زیادی وزیدن گرفت.حضور دوستان بر فراز قله روحیه تیم را دوچندان کرده بود. آخرین گام را با آرامش طی طریق کردیم. ساعت 11:55 دقیقه با استقبال دوستان بر فراز قله قرار گرفتیم.

شادی دوستان وصف ناشدنی بود. لحظات به شادی و تبریک و گرفتن عکس های یادگاری سپری شد. با دیدن ابرهای سیاه رنگی که در راه قله بودند با قله خداحافطی و به سرعت به سمت پایین حرکت کردیم. ساعت 12:20 بود و خوشبختانه سرعت فرود مناسب بود. چندتن از دوستان در شیب مناسب به سرسره بازی پرداختند.لحظاتی بعد نم نم باران آغاز شد و زیبایی کوهستان را دوچندان کرد. ساعت 15 به محل کمپ رسیدیم. باران شدت بیشتری گرفت. به سرعت چادر ها را جمع کردیم.دل نگران بودم که اگر شدت آب رودخانه که زیاد بود، بیشتر شود عبور از آن را دشوارتر می ساخت. خوشبختانه با کمک و همت دوستان از رودخانه و قسمت هیجان انگیز گذر کردیم.با توجه به بارش باران مسیر برگشت گل آلود شده بود و احتمال زمین خوردن را زیاد میکرد.با احتیاط مسیر را ادامه دادیم.کم کم به پایان مسیر و زیبایی های آن نزدیک شدیم.راس ساعت 18:30 که قرار ما با راننده مینی بوس بود، به پایان مسیر رسیدیم.

سرپرست برنامه

 

حرکت به سمت کرمان

در شهر نگار دوستانی که اولین چهارهزاری خود را تجربه کرده بودند همه را به صرف بستنی خوشمزه دعوت نمودند. از نگار تا کرمان به خنده و شادی گذشت.ساعت 21:15 چراغ های شهر کرمان نقطه پایان این صعود بیادماندنی بود

خاطراتی که از این برنامه در ذهنم مانده است از خودگذشتگی و فداکاری سید محسن حسینی و دلسوزی های مادرانه خانم دکتر شیرنژاد، صبر و محبت بی پایان آقای کاظمی، آموزش های در طول مسیر احمد گیلانی و سپاس بی پایان از تمامی اعضای تیم که یار و یاورم در طول این صعود بیادموندنی بودند.

همنوردان شرکت کننده در برنامه:

محسن دامغانی ، رضا کاظمی ،حجت کلانتری، حامد آدینه، هادی محمد حسینی ،محمد زنگی آبادی، احمد گیلانی ، سید محسن حسینی، مجید امیری مقدم ،هادی موسی نژاد ، ابوذر صمصام، مریم‌پاکدل ،مهری شیرنژاد، سیما نورالهی، زینب نیک نفس، فاطمه طوری، مریم دریا قلی بیگی، رفعت ساردویی

 

محسن دامغانی

اضافه کردن نظر

کد امنیتی
تازه کردن