گروه کوهنوردی اماوند


برنامه این هفته

طبیعت گردی و جنگل نوردی شمال کشور

صعود به قله بلوچی

فرستادن به ایمیل چاپ

 


 

 

 

"بنام همیشه همراه"


صعود قله بلوچی4167 متر

تاریخ : 17 الی 19 /08/ 96                                        سرپرست : محسن دامغانی

رشته کوههای جوپار                                           سرپرست فنی: امین ایرانمنش

 

 

قله بلوچی بلندترین قله رشته کوههای جوپارمی باشد که در پس دیگر قله های این رشته کوه عظیم چهره پنهان کرده است.

بهترین راه دسترسی به آن همان دهانه قناتغستان و جان پناه جوپار می باشد.در وصف صعود آن می توان به مسیر استقامتی ، طولانی ، فنی و ریزشی بودن و همراه با  عبور از دهلیز ها ، دره های متعدد و چالش های بی پایان اشاره کرد.

گویی قرار نیست چالش ها تمام شوند.درهر زمان بلوچی جلوه ای نو به شما عرضه می کند.نکته اصلی که کوهنوردان را به چالش می کشد علاوه بر استقامت و توان جسمی و ذهنی بالا و مسیر یابی صحیح در زمان بازگشت از قله خودرا نشان میدهد و آن هم پایین آمدن از شیب های بسیار تند و در عین حال نامطمئن و ریزشی در حالیکه نه به سنگهای قرار گرفته در دستانتان میتوانید اعتماد کنید و نه به شیب تند زیر پایتان.

هر لحظه امکان سقوطی خطرناک در پیش است پس نهایت احتیاط، چالاکی و همچنین توان بالای جسمی به کمک شما می آید.

درصعود قله بلوچی باید همه تجربه های روزها وسال های کوهنوردیتان را اینجا خرج و هزینه کنید.

نکته مهم که در صعود این قله ، هیچ راه پاکوبی وجود ندارد پس باید یا راهنما و یا تجربه صعود به بلوچی داشته باشید و گرنه به راحتی مسیر را گم و به ناکجا آباد می روید.

و اما گزارش برنامه :

پس از گردآوری تیمی با تجربه و قدرتمند روز چهارشنبه 17/08/96 ساعت 15 بعدازظهر حرکت خود را به ابتدای مسیردوست داشتنی رشته کوههای جوپار که همان دهانه زیبای قناتغستان است آغاز می کنیم.

پس از رسیدن به ابتدای مسیر ساعت 16.30 دقیقه به سرعت به سمت راهروی رجب حرکت می کنیم، امیدوار بودم قبل از تاریکی هوا به راهرو برسیم ولی به محض رسیدن به زیر راهرو هوا تاریک شد ولی به بچه ها و توان تیمم اعتماد کامل داشتم ، به راحتی و با مهارت کافی در نهایت ایمنی از صخره پنجاه متری راهرو صعود کردیم، بعد از آن در پاکوبی مشخص به سمت خندق خرپران حرکت کردیم و با عبور از آن به وسیله کمک گرفتن از سیم بکسل در ساعت 19.30 دقیقه به جان پناه جوپار رسیدیم.

به سرعت چادرها را برپا کرده ، شام سبکی صرف کرده و آماده خواب می شویم.روحیه تیم بسیار عالی است ، چهره ها بشاش و شاد وهمه آماده صعود فردا هستند،ولی در دل من آشوب و غوغایی برپاست با توجه به تعداد بالای تیم که به 13 نفر می رسد مضطرب هستم، البته که به توانایی همنوردانم اطمینان کامل دارم ولی می دانم این تعداد برای صعود زیاد است.

شاید این به جاه طلبی و بلندپروازی خودم برمی گردد.

به هرحال با هزار فکر و خیال به درون کیسه خوابم می روم البته که نتوانستم خوب بخوابم هر لحظه قسمتی از مسیر در ذهنم بود و تصور صعود آن فکرم را به خود مشغول می کرد، عبور از تراورسها،دست به سنگ ها اضطرابم را زیاد می کرد ، لحظه ای شادی قله اشک را در چشمانم جمع می کرد و در مسیر برگشت و عبور از شیب های تند و پر استرس و دهلیزهای عمیق تپش قلبم را زیادتر می کرد فقط امیدوار بودم فردا قبل از فرارسیدن تاریکی از آبشار آخر فرود بیاییم و در کنار هم جشن صعود بگیریم.

سلامتی نفرات تیم از همه چیز برایم مهمتر است.

ساعت 4 صبح بچه هارا بیدار کرده البته که خودم بیدار بودم.

در ساعت 4.30 پس از یاد آوری نکات و تذکرات لازم حرکت خود را به سمت کاسه بلوچی آغاز می کنیم از بیدستان آب مورد نیاز خودرا تهیه کرده و با سرعتی مناسب به سمت زین اسبی می رویم با رسیدن به آن نقطه هوا روشن می شود از اینجا مسیر قله تافک جدا می شود که می توان با یک ساعت کوه پیمایی سبک آن را صعود کرد .

همانجا در آن آفتاب دلپذیر صبحگاهی در جمعی صمیمانه صبحانه را صرف کرده و به سمت دره خاکستری ادامه مسیر می دهیم.

از اینجا به بعد کم کم چالش ها خود را نمایان می کنند ، کاسه بلوچی در سمت چپ ما قرار دارد و ما وارد قیف اول بلوچی می شویم در روبرویمان دو آبشار به ارتفاع 10 و 15 متر قرار دارد مجبوریم به سمت چپ طی مسیر کنیم در مسیری دست به سنگ و ریزشی با احتیاط کامل ارتفاع گرفته و سپس مسیر را تراورس می کنیم شاید این قسمت مسیر به خندق خرپران شباهت دارد البته که اینجا طولانی تر ،ریزشی تر و بسیار خطرناک تر سپری شد ضمناً به سنگهای بلوچی هم به هیچ عنوان نمی شود اعتماد کرد چه کوچک چه بزرگ ، هرلحظه ممکن بود سنگ از جا کنده شود و شمارا به عمق دره برد پس باید چندین دفعه سنگ را تست کرد و بعد وزن خودرا روی آن قرار داد به هر ترتیب پس از عبور از این قسمت به سمت راست ادامه مسیر می دهیم شیبی را بالا رفته و بعد در تراورسی با شیب زیاد سمت قیف دوم بلوچی که همان قسمت اصلی صعود است وارد می شویم.

در اینجا دو نفر از دوستان از ادامه مسیر انصراف داده و ما با 11 نفر با سرعت به سمت بالادست حرکت می کنیم از اینجا قله بلوچی نمایان است و مارا به سمت خود می خواند دیدن قله انگیزه تیم را دوچندان می کند.

چالش مسیر از این نقطه به بعد سنگین تر می شود وارد صخره های ریزشی و ناپایدار و سست می شویم با دقت و آرامش و احتیاط لازم ادامه مسیر را بالا می رویم ،عمق دره زیرپایمان دلهره ای در دلمان می اندازد.

هرچه بالاتر می رویم سختی کار بیشتر می شود مسیر هیچگونه پاکوبی ندارد ،در مسیری حرکت می کنیم که ریزش سنگ اجتناب ناپذیر است همنوردان با مهارت و توان بالا و با تمرکز کامل در پشت سر هم ودرحمایت هم ارتفاع می گیرند، فقط گاه گاهی صدای سنگ ،سنگ گفتن ها به ما این هشدار را می دهد که باید خیلی بیشتر مراقب خود باشیم .

سرعت تیم خوب و مناسب است به قسمت بالایی قیف می رسیم و این دست به سنگ شکننده و سست و ناپایدار آخر مسیر را با احتیاط کامل بالا می رویم به زیر پایمان که نگاه می کنم عمق دره زیر پا قابل اندازه گیری نیست.

سرانجام به بالای قیف می رسیم اینجا بر روی خط الرأس جوپار قرار می گیریم در سمت راست قله تلخونی و در سمت چپ قله با ابهت بلوچی قرار دارد.

این قسمت مسیر کوله هایمان را زمین می گذاریم و سبک بال به سمت قله می رویم شیب تندی را می گذرانیم.

سرانجام در ساعت 11.50 دقیقه پس از ساعت ها تلاش خستگی ناپذیر بعد از عبور از تیغه ای کم عرض که از دوطرف دیواره های عمیق آن را در بر گرفته پابر قله عشق بلوچی می گذاریم.

تابلوی باشگاه را بر فراز قله نصب می کنیم، لحظات به شادی می گذرد ، زمان بسیار محدود است، به سرعت عکس های یادگاری را می گیریم و از قله سرازیر می شویم فکر نگرانی مسیر برگشت را دارم می دانم که قسمت دشوار مسیر برگشت از قله است که خیلی پر استرس سپری می شود.

به سرعت از دست به سنگ بالای قیف و در حمایت از یکدیگر فرود می آییم ، بعد از آن وارد تراورس ها و شیب های بسیار تند مسیر می شویم ، به هیچ سنگی نمی شود اعتماد کرد گاهی گرفتن بوته های از خاک بیرون آمده اعتمادش از سنگ ها بیشتر است و ریزش سنگ که به شدت زیاد شده و هر لحظه خطری مارا تهدید می کندکافی است یکی از همین سنگ ها به همنوردی برخورد کند آنوقت است که شهد شیرینی صعود به کاممان تلخ شود.

خوشبختانه در زمان مناسب به پایین قیف می رسیم به سرعت چند نفر از دوستان را به بالای آبشار می فرستم تا کارگاهی برپا کرده که در زمان نهایت صرفه جویی را به عمل آورده باشیم هوا رو به تاریکی می رود می دانم که اگر به تاریکی برخورد کنیم کارمان بسیار دشوار می شود خوشبختانه در زمان مناسب به بالای آبشارها می رسیم و به سرعت و ایمنی کامل فرود می آییم از آبشار دومی که فرود می آییم هوا تاریک می شود نفسی به راحتی می کشم ساعت 17.30 از شدت خستگی در همان نقطه امن بساط ناهار را پهن می کنیم پس از صرف ناهار و گرفتن انرژی مجدد با آرامشی به سمت جان پناه حرکت می کنیم .

همه خوشحال و شاد از انجام صعود و انگار نه انگار که صعود به این سنگینی داشته اند راهمان را ادامه می دهیم دیگر نگران هیچ چالشی نیستیم آرامشی لذت بخش وجودم را فرا گرفت در نزدیکی جان پناه به دو نفر از همنوردان گرامی برخورد می کنیم چای آماده بود لحظاتی در کنارشان توقف می کنیم و با چای آتشی از ما پذیرایی می کنند، خستگی مان رفت از جمع دوستان جدا شده و به محل چادرهایمان می رویم ساعت 19.30 شامی صرف کرده و به درون کیسه خوابم می خزم دیگر استرس ندارم و با آرامش به خواب می روم.

فردا صبح ساعت 6.30 بیدار شده صبحانه ای صرف کرده وپس از جمع آوری وسایل به پایین دست حرکت می کنیم. در راهرو رجب کارگاهی زده ، دوستان را با ایمنی کامل فرود می دهیم.

ساعت 11.30 به ابتدای مسیر می رسیم  از دوستان شیرازی خداحافظی کرده به سمت ماهان رفته در آنجا پس از صرف ناهاری خوشمزه که مهمان همنورد عزیز مشهدی مان بودیم به سمت کرمان حرکت می کنیم ساعت 14.30 انتهای جاده هفت باغ پایانی برای صعود به یاد ماندنی بود .

حرکت روی خط الراس

در چند قدمی قله با دور نمای قله سه شاخ بزرگ

 

سرپرست برنامه

 

 

در پایان گزارش از تمامی همنوردانم که با صبر و حوصله زمینه ساز این صعود موفقیت آمیز شده نهایت تشکر و سپاسگزاری خود را اعلام می دارم.

 

اعضای تیم صعود کننده :

بانوان : سیما نورالهی، سعیده فلاح

آقایان : امین ایرانمنش، محمدرضا ابراهیمی مجد ، احمدرضا جعفری ، احمد باغگلی ، غلامرضا شجاع الدینی ، حامد آدینه

مهمانان :

کتایون محمودی فر از مشهد

روزبه رستگاری ، پیمان تقواطلب ، اصغر پیرو از شیراز

به امید فردایی بهتر برای خانواده بزرگ اماوند.

 

 

به امید دیدار

محسن دامغانی

اضافه کردن نظر

کد امنیتی
تازه کردن